مشق هیئت
 
قالب وبلاگ

اشعارضربت خوردن و شهادت حضرت علی  علیه السلام

برای مشاهده بر روی لینک زیر کلیک نمایید

اَللّهُمَّ العَن قَتَلَةَ اَمیرَالمومنینَ

[ سه شنبه بیست و چهارم تیر 1393 ] [ 20:18 ] [ گداي آشنا ] [ ]

آرشیو اشعار مناجات با خدا در ماه مبارک رمضان

برای مشاهده بر روی لینک زیر کلیک نمایید

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

[ شنبه هفتم تیر 1393 ] [ 22:1 ] [ گداي آشنا ] [ ]

آماده نمودند حنوط و كفنش را

شُستند به اشك غم و حسرت بدنش را

مظلوم تر از او چه كسي بود كه درشب؟

مظلوم تر از فاطمه برُدند تنش را

درآن شب تاريك وغم آلود سُپردند

بر زينب محنت زده بيت الحزنش را

باديده حيرت زده از عرش ، ملايك

ديدند غم وحُزن حسين وحسنش را

دربين بيابان نجف عرش نشينان

خواندند حديثي زملال و محنش را

قدسي نفسان حرم قدس شب قدر

دادند به زهرا خبر آمدنش را

رفت آنكه پس از غُربت طوفاني خود ، باز

 با فاطمه گويد غم تنها شدنش را

پروانه پرش سوخت وشمع سحري مُرد

گفتند بهم تا غمي از سوختنش را

گويند خطيبان سماوات «وفائي»

برمنبري ازنور حديث سخنش را

سیدهاشم وفایی


موضوعات مرتبط: شهادت امیرالمومنین علی (ع)
[ شنبه بیست و هشتم تیر 1393 ] [ 20:33 ] [ گداي آشنا ] [ ]

مسجد، خموش و شهر پر از اشکِ بی‌صداست

ای چاه خون گرفتۀ کوفه ، علی کجاست؟

ای نخل‌ها که سر به گریبان کشیده‌اید

امشب شب غریبی و تنهایی شماست

دل‌ها تمام، خیمۀ آتش گرفته‌اند

صحرای کوفه شام غریبان کربلاست

امشب علی به باغ جنان پیش فاطمه است

اما دل شکستۀ او در خرابه‌هاست

سجاده بی‌امام و زمین‌ لاله‌گون ز خون

مسجد غریب مانده و محراب، بی‌دعاست

باید گلاب ریخت پس از دفن، روی قبر

امشب گلاب قبر علی اشک مجتباست

تو از برای خلق جهان سوختی علی!

اما هزار حیف که دنیا تو را نخواست

ای چاه کوفه اشک علی را چه می‌کنی

دانی چقدر قیمت این در پربهاست؟

باید به گریه گفت: علی حامی بشر

باید به خون نوشت: علی کشتۀ خداست

هر لحظـه در عزای علی تا قیام حشر

«میثم» هزار بار اگر جان دهد رواست

[ شنبه بیست و هشتم تیر 1393 ] [ 20:32 ] [ گداي آشنا ] [ ]

عالم و آدم کند گریه برای علی
حیف که در خاک رفت قد رسای علی
نخل بوَد منتظر چاه بوَد بی‌قرار
حیف که خاموش شد صوت دعای علی
گریه کند صبح و شام اشک فشانَد مدام
تا که عدالت زند بوسه به پای علی
زندگی بی‌علی سخت‌تر از مردن است
کاش که ما می‌شدیم کشته به جای علی
دامن محرابِ خون گشته بر او قتلگاه
مسجد کوفه شده کرب و بلای علی
تیغ به دشمن دهد، بذل به قاتل کند
گر ببرد کودکی شیر برای علی
مسجدیان یک طرف جمله گشایید صف
تا که یتیمان نهند سر به سرای علی
پیر فقیری زند بر سر و بر سینه‌اش
طفل یتیمی شده نوحه سرای علی
بذل و عنایت ببین لطف و کرامت ببین
قسمت قاتل شده سهم غذای علی
می‌دمد از سنگ‌ها نالۀ «یا سیدی»
می‌چکد از نخل‌ها اشک عزای علی
ثروت هر کس همان مال و منالش بوَد
هستی «میثم» بـوَد مهـر و ولای علی

استاد حاج غلامرضا سازگار


موضوعات مرتبط: شهادت امیرالمومنین علی (ع)
[ شنبه بیست و هشتم تیر 1393 ] [ 20:30 ] [ گداي آشنا ] [ ]

پیچیده شمیم گل پرپر شب آخر

حرف سفر و داغ مکرر، شب آخر

 

اشکی که شده نذر غم فاطمه سی سال

انگار شده چند برابر شب آخر

 

انگار همین چند شب پیش شبانه ...

آمد چه به روز دل حیدر شب آخر

 

حالا شب وصل است ولی با سر خونین

شرمنده نمانده ست ز کوثر شب آخر

 

با اشک غريبانه ی خود گفت سخن ها

از بي‌کسي آل پيمبر شب آخر

 

از کرب و بلا گفت و حکايات غريبش

از داغ برادر به برادر، شب آخر

 

گويا خبر آورده نسيم از دل صحرا

پیچیده شمیم گل پرپر شب آخر


موضوعات مرتبط: شهادت امیرالمومنین علی (ع)
[ جمعه بیست و هفتم تیر 1393 ] [ 20:23 ] [ گداي آشنا ] [ ]

مرگ خود را اگر این گونه تمنا دارد

سالیانی ست که در دل غم زهرا دارد

 

روضه ي فاطمیه روضه ي معمولی نیست

شرح دوران غريبي‌ست که مولا دارد

 

شرح قومي‌ست که در موعد ياري امام

جاي لبيک، فقط شايد و اما دارد

 

قصه ي مردم بیعت شکن است این روضه

خون اگر گريه کند چشم زمان، جا دارد

 

استخوان در گلوی صبر بماند سی سال؟

آه با چاه خدایا! چه سخن ها دارد

 

بعد يک عمر غم خانه نشيني، حالا

غم بد عهدي دنیا طلبان را دارد

 

این یکی در طلب بردن بیت المال است

آن یکی منصب شاهانه تقاضا دارد

 

آن طرف لشکر کفر است به پا خاسته است

این طرف فتنه ي‌ جهل است که غوغا دارد

 

بی وفایی کمر کوه وفا را خم کرد

داغ ها بر جگر از مردم دنیا دارد

 

مي‌رود با غم سی سال غریبی اما

جگری شعله ور از قصه ي‌ فردا دارد

 *

آه کوفه ست، ‌همان کوفه ولی این دفعه

نیزه ای در وسط شهر تماشا دارد

یوسف رحیمی


موضوعات مرتبط: شهادت امیرالمومنین علی (ع)
[ جمعه بیست و هفتم تیر 1393 ] [ 20:23 ] [ گداي آشنا ] [ ]

 

ای تیغ مرا لبالب از یارب کن

ای تیغ بیا و راحتم امشب کن

بشتاب و سر مرا شکاف اما باز

رحمی به دل سوخته ی زینب کن

...

ای تیغ زمان زمانه ی نیرنگ است

بشکاف سرم که سینه ام خون رنگ است

یک بار نشد که سیر رویش بینم

بشتاب دلم برای محسن تنگ است

...

ای تیغ پر پرزدنش را بزنند

آن مرغ که قید ماندنش را بزنند

ای تیغ ندیدی که چه حالی دارد

مردی که به پیش او زنش را بزنند

...

امروز نه آن دم علی از پا افتاد

تا خانم من زیر قدم ها افتاد

یک شهر برای بردنم رد میشد

از روی دری که روی زهرا افتاد

...

ای وای ندیدی که چه دیدم آن روز

او خورد زمین و من بریدم آن روز

از پهلوی میخ کوب زهرا آن روز

با دست خودم میخ کشیدم آن روز

حسن لطفی


موضوعات مرتبط: شهادت امیرالمومنین علی (ع)
[ چهارشنبه بیست و پنجم تیر 1393 ] [ 22:38 ] [ گداي آشنا ] [ ]

امشب کجا آه ای مسافر بار بستی؟

امشب کجا احیا گرفتی با که هستی؟

امشب کجا بغض غریبی را شکستی؟

یا بین مایی گوشه ای تنها نشستی؟

 

هرجاکه هستی مضطرم قرآن ناطق

دستی بکش روی سرم قرآن ناطق

 

درآتش شرم از شما آهست دودم

ای کاش از شرم آب می شد این وجودم

هر جا توبودی با من  و من بی تو بودم

آنقدر بودی عاشق من من نبودم

 

از سرخی چشمان تو شرمنده هستم

خوردم نمک  اما نمکدان را شکستم

 

حق کدامین مهربانی ات ادا شد

از تو اجابت ها به دست بی دعا شد

برمن وفا کردی جواب تو جفا شد

بر بی حیایی های من چشمت حیا شد

 

ای تو به من نزدیک تر از رگ گردن

دشمن نکرده با تو آنچه کرده ام من

 

امشب حلالم کن به آن فرق دریده

برآن که بی زهرا خوشی دیگر ندیده

امشب حلالم کن به آن مرد بریده

برآن عزادار غم قامت خمیده

 

برآن غمی که در دل حیدر نشسته

امشب حلالم کن به پهلوی شکسته

موسی علیمرادی


موضوعات مرتبط: مناجات، شهادت امیرالمومنین علی (ع)
[ چهارشنبه بیست و پنجم تیر 1393 ] [ 22:11 ] [ گداي آشنا ] [ ]

بزن ای تیغ دردَم راحتم كن

از این شهر، این جهنم راحتم كن

مگر از دستِ تو كاری برآید

بزن ای ابنِ ملجم راحتم كن

...

ز دلبر ارثیه بردن چگونه است

شبیه عشق خود مُردن چگونه است

بزن طوری بفهمم مثلِ زهرا

كه با صورت زمین خودن چگونه است

...

تو كه در خون نشاندی گیسویم را

شكستی مثلِ زهرا  ابرویم را

مرو ای تیغ كارت ناتمام است

مینداز از قلم این بازویم را

...

دوباره نانجیبی در برِ من

كشیده تیغ بالایِ سرِ من

خدایا باز مسجد باز شمشیر

فقط خالی است جای همسر من

...

خداوندا چه دنیای عجیبی

چه مظلومی چه آقای غریبی

مگر محراب گودال است كوفه؟

كه افتاده زمین شیب الخضیبی

...

مبادا زینبم  بد حال گردد

مبادا واردِ گودال گردد

مبادا دخترم بیند كه با اسب

ته گودی حسینم چال گردد

علی صالحی


موضوعات مرتبط: شهادت امیرالمومنین علی (ع)
[ چهارشنبه بیست و پنجم تیر 1393 ] [ 22:9 ] [ گداي آشنا ] [ ]

شبهای قدر خواندن صد رکعت نماز
قرآن به سر گرفتنِ با سوز و با گداز

صدبار، افتتاح و ابوحمزه و مجیر
صدبار خواندن دعا جوشن کبیر

با روضۀ حسین، برابر نمی شود
یا روضۀ غریبی حیدر نمی شود

شبهای قدر افضل اعمال یاعلی ست
اشک به حال غربت مولای ما علی ست

شبهای روزه، روضۀ حیدر بجاترست
وقتی خود حسین، عزادار حیدرست

شبهای قدر اعظم شبهای ماتم است
باور کنید حال خدا نیز درهم است

آنقدر که زمین و زمان را به هم زده
آه ای خدا هوای نجف بر سرم زده

یک عمر درد و غربت مولا تمام شد
یک عمر داغ دوری زهرا تمام شد

وقتی به یاد فاطمه از کوچه ها گذشت
بر قلب زخم خوردۀ مولا چه ها گذشت

ای داغ های کوچه خدا حافظ شما
ای نخل های کوفه خدا حافظ شما

کافیست هرچه بین شما بوده ام اسیر
دنیای بی وفـا برو بی علی بمیر

عباس گریه میکند امشب یتیم شد
آه از دل شکستۀ زینب، یتیم شد

رفته حسین زخـم دلی را دوا کند
فکری به حال بی کسی مجتبی کند


شبهای قدر اعظم شبهای ماتم است
تا وقت صبح روضه بخوانید هم کم است

امشب خراب و دربه درم یا ابوتراب
دستی بکش به روی سرم یا ابوتراب

محمدبنواری(مهاجر)


موضوعات مرتبط: شهادت امیرالمومنین علی (ع)
[ چهارشنبه بیست و پنجم تیر 1393 ] [ 22:7 ] [ گداي آشنا ] [ ]

زمزمه ، نوحه ، واحد  شهادت حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام

به همرا دانلود سبک ها

سروده برادر مهدی روحی

 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و پنجم تیر 1393 ] [ 0:30 ] [ گداي آشنا ] [ ]

با کوله بار نان , شبِ آخر قیام کرد

مردی  که هرچه داشت به کف وقف عام کرد

 

یک در میان جواب سلامش نمی رسید

آن که خدا به هر قدم او سلام کرد

 

هم جود کرد و هم به خودش ناسزا شنید

او باز هم مقا بلشان احترام کرد

 

از غربتش به قول خودش بس , که روزگار

با مرتضی  معاویه را هم کلام کرد

 

بر دوش اوست چرخش دنیا  ولی بر آن

طفلی نشست  وحس نشستن به بام کرد

 

 بعد از نماز نافله شب بلند شد

سمت مدینه فاطمه اش را سلام کرد

 

با این سلام روضه آخر شروع  شد

با خاکهای چادر زهرا تمام کرد

 

غمگین  ترین امیر , الهی که بشکند

دستی که خنده را به لب تو حرام کرد

 

هفت آسمان به جوش خروش آمده مرو

 آن را علی به گوشه ای از چشم رام کرد   

 

جای  صلات ماذنه  باصوت مرتضی

حی العزای علی  را پیام کرد

 

بیدار کرد قاتل خود را  که حاضرم...

با شوق خویش خون خودش را به جام کرد

 

 

تا ضربه خورد عالم آدم  به سر زدند

 در عرش و فرش گریه خواص و عوام کرد

 

تا ضربه خورد خنده به لبهای او نشست

گویا به زهر تیغ عسل را به کام کرد

 

دستی به روی دوش حسن تا به خانه اش

هر کوچه را  به خون سرش سرخ فام کرد

 

درخانه زینب است رهایم دگر کنید

آری رعایت دل او را امام کرد

 

زهراست کعبه و حجرش زینب است و بس

روی جبین دختر خود استلام کرد

 

آری رعایت دل زینب سفارش است

وای از دمی  که بنت علی رو به شام کرد

 

ان دختری که سایه او هم ندیدنی است

چشمان بد  به دور و برش ازدحام کرد

 

یک بی حیا که دید کنیزی نمی برد

ازآل مرتضی طلب یک غلام کرد

موسی علیمرادی


موضوعات مرتبط: شهادت امیرالمومنین علی (ع)
[ سه شنبه بیست و چهارم تیر 1393 ] [ 23:59 ] [ گداي آشنا ] [ ]
دیگر برای پر زدنم پر بیاورید

هفت آسمان برای کبوتر بیاورید

 

غربت توان دیدن من را ربوده است

این خار را زچشم ترم در بیاورید

 

تا خوب وبد حلال کننداین غریب را

ایتام را برابر بستر بیاورید

 

زخم سرم که هم نمیاید  چه می کنید

جای طبیب  چاره ی  دیگر بیاورید

 

آن معجری که نیمی ازآن  سوخت پشت در

آن را برا ی  بستن این سر بیاورید

 

چندیست سخت تشنه دیدار گشته ام

کوثر برای ساقی کوثر بیاورید

 

مهری برای  سجده من وقت احتضار

از خاک روی چادر مادر بیاورید

 

بار دگر به کوفه اگر راهتان فتاد

با خود اضافه  چادر و معجر بیاورید

موسی علیمرادی


موضوعات مرتبط: شهادت امیرالمومنین علی (ع)
[ سه شنبه بیست و چهارم تیر 1393 ] [ 23:58 ] [ گداي آشنا ] [ ]

خراب کرده ام آقا خودت درستش کن

امید آخر دنیا خودت درستش کن

نمانده پشت  سر من پلی که برگردم

خراب کرده ام آقا خودت درستش کن

ببین چگونه به هم  خورده کار من ماندم

به حق حضرت زهرا خودت درستش کن

گرفت دست مرا هرکسی ، زمینم زد

شکست بال و پرم را خودت درستش کن

سفال توبه خود را شکسته ام از بس

تر ک ترک شده اما خودت درستش کن

اگرچه پیش تو در خلوت آبرویم رفت

برای محشر کبری خودت درستش کن

ثمر نداده درخت الهی العفوم

به پیش  صاحب نجوا خودت درستش کن

شکسته بال و پر من ولی دلم تنگ است

سفر به کرببلا را خودت درستش کن


موضوعات مرتبط: مناجات
[ سه شنبه بیست و چهارم تیر 1393 ] [ 23:25 ] [ گداي آشنا ] [ ]

یارب مگذار کز درت دور شویم

دور از ره عشق و وادی طور شویم

یارب مددی کن که به فردای حساب

با مهر علی و آل، محشور شویم

سیدهاشم وفایی


موضوعات مرتبط: شهادت امیرالمومنین علی (ع)
[ سه شنبه بیست و چهارم تیر 1393 ] [ 20:20 ] [ گداي آشنا ] [ ]

سرود های میلاد امام حسن مجتبی علیه السلام

برای مشاهده و دانلود سبک به ادامه مطلب بروید


موضوعات مرتبط: میلاد امام حسن ع
ادامه مطلب
[ جمعه بیستم تیر 1393 ] [ 19:43 ] [ گداي آشنا ] [ ]

همدم یار شدن دیده تر می خواهد
پیر میخانه شدن اشک سحر می خواهد

عاشقی کار دل مصلحت اندیشان نیست
قدم اول این راه جگر می خواهد

بال و پرهای به دور و بر شمع ریخته گفت:
بشنود هرکه ز معشوق خبر می خواهد

هرکه عاش شده خاکستر او بر باد است
عاشق از خویش کجا رد و اثر می خواهد

هنر آن نیست نسوزی به میان آتش
پر زدن در وسط شعله هنر می خواهد

در ره عشق طلا کردن هر خاک سیاه
فقط از گوشه چشم تو نظر می خواهد

ظرف آلوده ما در خور سهبای تو نیست
این ترک خورده سبو رنگ دگر می خواهد

زدن سکه سلطانی عالم، تنها
یک سحر از سر کوی تو گذر می خواهد

تا زمانی که خدایی خدا پابرجاست
پرچم حسن حسن در همه عالم بالاست


در کرمخانه حق سفره به نام حسن است
عرش تا فرش خدا رحمت عام حسن است

بی حرم شد که بدانند همه مادری است
ورنه در زاویه عرش مقام حسن است

بس که آقاست به دنبال گدا می گردد
ناز عشاق کشیدن ز مرام حسن است

دست ما نیست اگر سینه زن اربابیم
این مسلمانی ایران ز کلام حسن است

هرکه خونش حسنی شد ز خودی حرف شنید
غربت از روز ازل باده جام حسن است

حرم و نام و وجودش همه شد وقف حسین
هرحسینیه که بر پاست خیام حسن است

او چهل سال بلا دید بماند اسلام
صبر شیرازه اصلی قیام حسن است

ما گدائیم ولی شاه کریمی داریم
هرچه داریم ز تو یار قدیمی داریم


تاخدا با همه حُسن خود املایت کرد
چون جلالیت خود آیت عظمایت کرد

تا که در صورت تو عکس خودش را بکشد
همچونان روی نبی این همه زیبایت کرد

تا که قرص قمر ماه علی کامل شد
پرده برداشت ز رخسار و هویدایت کرد

تا ثمر داد نهالی که خدا کاشته بود
باهمه جلوه تو را شاخه طوبایت کرد

ریخت آب و سر مشک از کف هر ساقی رفت
بسکه مستانه و مبهوت تماشایت کرد

تا که اثبات شود بر همگان ابتر کیست
پسر ارشد صدیقه کبرایت کرد

تاشوی بعد علی میر بنی هاشمیان
صاحب صولت و شخصیت طاهایت کرد

بسکه ذات احدی خاطر لعلت می خواست
شیر نوش از جگر حضرت زهرایت کرد

با تو سرچشمه کوثر شده زهرا یاهو
کوری عایشه مادر شده زهرا یاهو

انقطاع تو زِ هر سوز و گدازت پیدا
فاطمی بودنت از عشوه و نازت پیدا

سر سجاده تو گوشه ای از عرش خداست
سیر عرفانی ات از حال نمازت پیدا

هرکه آمد به در خانه تو آقا شد
هرچه جود و کرم از سفره بازت پیدا

گریه دار است چرا زمزمه قرآنت
حزن زهراییت از صوت حجازت پیدا

آتشی بر جگرت مانده که پنهان کردی
ولی آثارش ازین سوز و گدازت پیدا

وارث پیر مناجاتی نخلستانی
این هم از ناله شبهای درازت پیدا

محرم مادری و از سر گیسوی سپید
درد پنهانی و یک گوشه رازت پیدا

کاش مهمان تو و چشم پر آبت باشم
روضه خوان حرم وصحن خرابت باشم


روح تطهیر کجا وسوسه ناس کجا
دلبری پاک کجا خدعه خناس کجا

خون دلها وسط تشت به هم می گفتند
جگری تشنه کجا سوده الماس کجا

در چهل غمی که جگرت را سوزاند
ضرب دیوار کجا برگ گل یاس کجا

خانه ای سوخته و دست ز کار افتاده
ورم دست کجا گردش دسداس کجا

ای کفن پاره شده علقمه جایت خالی
بوسه تیر کجا دیده عباس کجا

داغ عباس چه آورد سر اهل حرم
غارت خیمه کجا جوری اجناس کجا

چون دل سوخته و جگرم می سوزد
تن و تابوت تو را تیر به هم می دوزد

قاسم نعمتی


موضوعات مرتبط: میلاد امام حسن ع
[ جمعه بیستم تیر 1393 ] [ 19:24 ] [ گداي آشنا ] [ ]

اینگونه اگر مست ترین مست جهانم
شور حسن ابن علی افتاده به جانم

جا نیست بنوشم، به سرم باده بریزید
تا غرق شراب آیه‌ی تطهیر بخوانم

در مأذنه‌ی میکده افزوده‌خداوند
یک «اشهد اَنّ الحسن»ی هم به اذانم

افتادم ازآن رویِ پُر از نور، به سجده
بند آمد ازآن زلفِ پر از تاب زبانم

چون لوح و قلم مستم و صد بار نوشتم:
من عاشق آقای جوانان بهشتم


دیدند جوان گشته و باز آمده حیدر
از میمنه تا میسره مبهوت تو لشکر

توفانی و چون برگ در اطراف مسیرت
از اهل جمل ریخته بر روی زمین سر

یک سوی تو ماه آمده یک سوی تو خورشید
به به! به شکوهت وسط این دو برادر

از آخرِ صف سر زده تیغ تو به اول
از اول صف کشته نگاه تو به آخر

ای ساقی افلاک که خاکی است مزارش
ای صاحب صحنی که شراب است غبارش


در ساحل زیبای دو دریاست ظهورت
ای هر دو جهان مست تو و ساغر نورت

افطارِ علی بوسه‌ای از جام دو چشمت
کوثر سر ذوق آمده از مستی و شورت

با پای پیاده نرو ای قبله! تو بنشین
تا کعبه سراسیمه بیاید به حضورت

در کوچه، دلِ مرده‌ی من منتظر توست
تا زنده شود رقص کنان، وقت عبورت

از دست تو نان داشت عجب عطر عجیبی!
این شعله‌ی عشق است مگر زیر تنورت؟

قاسم صرافان


موضوعات مرتبط: میلاد امام حسن ع
[ جمعه بیستم تیر 1393 ] [ 19:16 ] [ گداي آشنا ] [ ]

این حرف ها حرف دل یک یا کریم است
غصه نخور ای دل خدای ما کریم است
 
از مشکلات اقتصادی بیممان نیست
تا ذکر لب ها لا اله الّا کریم است
 
هرکس پی رزقش به هر در میزند لیک
روزی ما از روز اول با کریم است
 
آن که خدا ما را گدای او نوشته
یک چشمه یک دریا نه یک دنیا کریم است
 
امشب شب تغییر در ضرب المثل هاست
هر چه گدا کاهل بود، آقا کریم است
 
آن کس که رزق عشق من را می نویسد
بر سینه ام نام حسن را می نویسد

 
چشم انتظار این سحر چشم سحرها
در جستجوی این قمر چشم قمرها
 
کوه نمک آمد بگو هرجا که رفتی
شیرین تر از قند است اینگونه خبرها
 
مولا پدر شد مصطفی صاحب پسر شد
پس خوش به حال این پسر با این پدر ها
 
کوری چشم شور آن بیوه زنی که
می ترسد از فردای سبز این پسرها
 
باید عقیقه کرد باید حرز انداخت
باید بپوشانی رخش را از نظرها
 
مولای ما اسپند می سوزاند امشب
زهرا برایش چار قل می خواند امشب

 
تا حس کنی حیّ علی خیرالعمل را
آغاز کن با یا حسن بیت الغزل را

آری شب میلاد سفره دار باید
بردارد عطر نذری مادر محل را

پیش کریمان کمتر از شاهی نخواهی
در خاطرت بسپار این ضرب المثل را

از شوق حُسن خَلق و حُسن خُلقش امشب
سجده برآور خالق عزّوجل را

ارث شجاعت را به او داده پیمبر
میدان نبیند بعد از او اینگونه یل را

پرچم به دست بچّه ی زهرا رسید و
یکباره پایان داد غوغای جمل را

با صلح او اسلام تا امروز مانده
کافر مشو این حرف های مستدل را

هرچند از او مظلوم تر عالم ندارد
هرکس که او را دارد اصلاً غم ندارد


آن حضرتی که عالمی در محضرش بود
از کودکی عیسا مرید منبرش بود
 
زهرا از او نوبر نمود آیات حق را
پیغمبری کوچک برای مادرش بود
 
العِزّةُ لله این ذکر شریف
نقش نگین حلقه ی انگشترش بود
 
پیش جذامی ها به رحمت می نشست و
هم سفره با هر مستمند کشورش بود
 
هر روز می لرزید اگر بین وضویش
از ترس قبر و خوف روز محشرش بود
 
با اینکه رفته حج پیاده بیست باری
گوید چه گویم پیش حق از شرمساری
 

فرمایشاتت چون چراغ بین راه است
در پای درست هرکه ننشیند تباه است
 
فرموده ای که دستگیری ار فقیران
محبوب تر از اعتکاف چند ماه است
 
فرموده ای که غفلت از یاد خداوند
از ریشه های اصلی نخل گناه است
 
فرموده ای هرکس که حسن خلق دارد
چون روزه دار دائم الذّکر و صلاح است
 
هرکس که با نامحرمی خلوت نماید
مثل کسی باشد که پیش پرتگاه است
 
امشب به نام یا کریم العفو گوئیم
با یا علی و یا عظیم العفو گوئیم


جز اشک در چشم ترت داری، نداری
جز شوق رفتن در سرت داری، نداری

تنهاترین سردار، غیر خانواده
یاری میان لشگرت داری، نداری

ای مهربان حتی پس از نوشیدن زهر
در سینه بغض از همسرت داری، نداری

آه ای غریب، بعد از گذشت چارده قرن
یک زائری دور و برت داری، نداری

از چه نسوزم مثل شمع از غصه وقتی
یک شمع بالای سرت داری، نداری

بین تمام روضه ها و گریه هایت
تو روضه ای جز مادرت داری، نداری

دیدی که رد شد دستی از روی سر تو
دیدی که بر دیوار خورده مادر تو

محسن عرب خالقی


موضوعات مرتبط: میلاد امام حسن ع
[ جمعه بیستم تیر 1393 ] [ 19:12 ] [ گداي آشنا ] [ ]
........ مطالب قدیمی‌تر >>

درباره وبلاگ

شکر خدا ز کودکی در بین روضه ها
نام حسین فاطمه را مشق می کنیم

استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است
پيوندهای روزانه
موضوعات وب
امکانات وب
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت




در اين وبلاگ
در كل اينترنت

Up Page